انتقاد مددکار اجتماعی از بازرگانان/ اقلیم: سیستم مدیریت شکست، فرد سالم را دزد می کند – مرکز خبر مدآرا


بر اساس گزارش ها دکه روزنامه مدارا؛ مصطفی اقلیما; رئیس انجمن علمی مددکاری ایران درباره لکه ننگ ایران گفت: انزوا خود پیامد علل آن است، از سوی دیگر مشکلات اجتماعی پس از مدتی طولانی به وجود می آید و این زمان باید صرف شود، برای حل این گونه موارد بسیار زیاد است. مشکلات. مشکلات.” خروج ایران از قبل از انقلاب و در جریان اصلاحات ارضی آغاز شد و پس از انقلاب مردم به دنبال کار و زندگی بهتر به شهرهای بزرگ به ویژه تهران رفتند. منابع ارزان تر و مشاغل بیشتر و همچنین بیکاری در جوامع کوچکتر منجر به کمبود بیشتر شده است.

پدر سازمان نظام وظیفه عمومی ایران تصریح کرد: کوچ به شهرهای بزرگ در صورت برنامه ریزی در شهرها و روستاهای آنها و در شرایط بحران اقتصادی مشکلی ندارد. در شهرها و شهرک‌ها کنترل اجتماعی تقویت می‌شود، یعنی وقتی فردی مرتکب جرمی می‌شود با عواقب شناخت مردم و خانواده‌شان و … زندگی می‌کند، آبروی او کم می‌شود، اما اینطور نیست. حد و مردم همدیگر را نمی شناسند و اینجا مولفه قانونی برجسته می شود.

وی افزود: بیکاری و عملکرد ضعیف حقوقی باعث اشتباه می شود. منشأ مشکلات در حاشیه شهرها به این دلیل است که مردم بیکار و بی مهارت هستند و نمی توانند امرار معاش کنند و مراقبت اجتماعی وجود ندارد و مردم برای کسب درآمد به سمت اشتغال غیرقانونی یا اعتیاد کشیده می شوند.

وی گفت: فقر، افزایش قیمت ها و بیکاری از مشکلات رایج در حاشیه شهرهای بزرگ است و منجر به برده داری و جنایت می شود. جداکردن مردم از جامعه، دیوار کشی دور بردگان مشکل اجتماعی را حل نمی کند و این گونه جداسازی افراد دیگر را نیز مبتلا می کند و فقط صورت مشکل را پاک می کند.

رئیس انجمن علمی مددکاری ایران گفت: ما هیچ کاری برای محرومیت انجام ندادیم و اگر امروز نخواهیم با مشکلات مردودی مقابله کنیم، باید در شهرهای بزرگ دیگر مانند تهران و شهرهای بزرگ شغل ایجاد کنیم. بالا، محل انواع خطرات خواهد بود. امروز بیش از دو میلیون برده در کشور داریم و علاوه بر آن جمعیت ناشناخته و پنهان است و اعتیاد فردی یعنی خانواده از هم پاشیده که می تواند خانواده های سالم را نیز تحت تاثیر قرار دهد. خطرات اجتماعی می تواند به سایر افراد جامعه منتقل شود.

وی افزود: منشأ همه آسیب های اجتماعی بی اعتمادی، فقر و بیکاری است. زمانی که انسان شغل و محل زندگی نداشته باشد برای امرار معاش دست به دزدی می زند و همین امر موجب بروز انواع کمبودها و دزدی ها در این کشور شده است.

وی گفت: «حذف به خودی خود خطرناک نیست و مردم با هزینه کمتر برای زندگی در حومه شهرهای بزرگ نقل مکان می کنند، اما انزوا زمانی که گرفتار بیکاری و فقر باشد مشکل ساز می شود.

پدر اجتماعی بهزیستی ایران درباره راه حل انگ آسیب های اجتماعی و آسیب های اجتماعی ناشی از آن توضیح داد: برای حل این مشکل باید تمام بدنه دولت از کارگران گرفته تا کارگزاران جمع آوری شود و اگر امروز اقدام شود می توان گفته می شود که به انزوای مخاطرات اجتماعی رسیدگی خواهد شد. بزرگترین مشکل دولت ها این است که به امروز اهمیت می دهند و هیچ برنامه ای برای فردا ندارند.

اقلیما گفت: جامعه کشاورز امروز با خشکسالی و کمبود آب مواجه است و از سوی دیگر بدون هیچ بیمه و درآمد دیگری چاره ای جز زندگی در حاشیه شهرهای بزرگ ندارید و باید کوچ کنید. کولبرها امروز تحصیلات دانشگاهی دارند اما به دلیل بیکاری و فقر مجبور به این کار هستند. مردم تا حدودی سختی ها را تحمل می کنند اما جایی که چاره ای ندارند به سمت جنایت کشیده می شوند.

وی ادامه داد: نظام امروز با فرد سالمی برخورد می کند که فروشنده ای دارد که چاره ای جز این ندارد و به دلیل بیکاری مجبور به این کار است. ما نه تنها هیچ کاری برای رفع انگها انجام ندادیم، بلکه با رویارویی با آنها دلایلی را برای تبهکاری آنها ارائه کردیم.

رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران تصریح کرد: کودکی که دزد و مجرم به دنیا نمی آید، موقعیت اجتماعی، خانواده و سیاست های نادرست دولت، کودک را برده کلاهبرداری می کند. مهاجرت در همه جای دنیا وجود دارد، اما ما باید علت اصلی این مهاجرت را پیدا کنیم و اگر نیاز به شغل است، قصد داریم در شهری که از آن آمده ایم، شغل ایجاد کنیم.

ما شاهد هجوم مهاجران از حومه شهر هستیم و یکی از دلایل آن این است که زندگی در حومه شهر نسبتاً ارزان است. البته ما به مهاجران پولی ندادیم، بیمه و مدرسه و شغل برای آنها فراهم نکردیم، زمانی که دولت هزینه آنها را از سازمان ملل پرداخت کرد.

اقلیما گفت: مهاجران تهدیدی برای کشور ما نبودند، اما ما برای آنها برنامه ریزی نکردیم و از مهارت آنها استفاده نشد. ممکن است در بین آنها جنایتکاران هم باشند، اما اکثر کارگران مهاجر ساده بودند و با کمترین دستمزد کار می کردند و نمی توان آنها را یک فاجعه اجتماعی تلقی کرد. آیا بسیاری از ایرانیان به کالیفرنیا و سایر نقاط جهان نقل مکان نکردند؟ آیا می توان آنها را در کشوری که قرار است به آنجا بروید خطرناک تلقی کرد؟ مهاجران ایرانی فرصت کار و پیشرفت داشتند، اما ما این فرصت را به مهاجرانی که ایران را انتخاب کردند، ندادیم. اگر برنامه ریزی نکنیم باعث آسیب به جامعه می شویم.