دختر شهید بهشتی: پدرم هرگز مرا مجبور به حجاب نکرد – پایگاه خبری مدارا


بر اساس گزارش ها دکه روزنامه مدارا؛ فرزند شهید بهشتی با تاکید بر اینکه پدرم مرا مجبور به حجاب در خارج از کشور نکرده است، گفت: در واقع ممنوعیت دختر در جامعه غربی و تعریف وظایف و تکالیف دختر و زن مسلمان و تولید جزء جزء است. نمونه هایی از زنان مسلمان که منجر به آگاهی کامل و با وجود مشکلات فراوان برای دختر نوجوان، حفظ حجاب و رعایت موازین شرعی و حتی انتخاب جامعه ای با ارزش های نامحدود غربی شد.

مشروح گفتگوی جماران با ملوک السادات حسینی بهشتی به شرح زیر است:

– پدر برای نظارت بر وضعیت تحصیلی فرزندانشان هر شب تکالیف فرزندانشان را می دید و نظارت می کرد و شخصاً به مدرسه فرزندانشان می رفت و از آنها تقاضای پیشرفت می کرد مشکلات تحصیلی و شغلی را ببیند. همین دقت و دقتی که پدر در این زمینه دارد باعث شده فرزندانش بتوانند تکالیف خود را انجام دهند و یادگیری و تحصیل علم را بسیار جدی بگیرند.

– در واقع پدر برای تک تک اعضای خانواده اعم از مادر و فرزند، پسر و دختر، دوستی مهربان و دلسوز محسوب می شد، هرگز پدر سابق و «سرپرست» خانواده که جایگاه مناسب آنهاست. بر خانواده و در عوض با تهدید و ارائه اطلاعات اخلاقی خوب و بد، در روابط با فرزندان، در ارتباطات و بر اساس دلایل عقلی و عملی خود، مسائل اخلاقی را به فرزندان خود می‌گفتند و در مورد فعالیت‌های تفریحی تصمیم می‌گرفتند. بچه هایشان. . . آنها با فرزندان خود بسیار صمیمی و دوستانه بودند و با وجود اینکه جوان بودند بسیار به یکدیگر اهمیت می دادند و شخصیت خود را بسیار جدی و متفکر و معقول حتی در تصمیماتی که می گیرند مانند انتخاب قلمرو می گرفتند. . تحصیل، سفرهای خانوادگی و… از قبل با تک تک فرزندان خود مشورت می کردند و از این طریق به او توصیه می کردند که حق را از باطل و حق را از باطل تشخیص دهد و درست انجام دهد. و یک تصمیم عاقلانه

– در واقع سوابق ایشان مانند معلم نمونه بود و با اینکه خودش در تصمیم گیری ها اشتباه یا اشتباه می کرد، صمیمانه به آن اعتقاد داشتند، زیرا مردم را دارای خطا می دانستند، اما پرداخت را نمی بینند. روش. خطاها آنها همچنین به فرزندان خود، چه در زندگی خانوادگی، چه در اجتماع، چه در ورزش و چه در تفریح، آموزش می دادند، اگر اشتباهی مرتکب شدند و تصمیم اشتباهی گرفتند، بلافاصله پس از اینکه متوجه شدند آن را اصلاح کردند و نکردند. شانس. فرصت. گذشت و دیگر نمی توان خطا را جبران کرد، اما در هر صورت و در همه حال، خطا قابل پرداخت است، حتی اگر پدر و «ولی» خانواده باشید، حتی اگر معلم هستید، جسارت داشته باشید. اشتباه کردن و مصمم بودن برای تصحیح اشتباهات گذشته و جبران آن.

– او از لحاظ اخلاقی و اخلاقی برای همه ما فرزندانش الگو بود. این می تواند نمونه ای از اشتباهات جزئی مرد خانواده در برخورد با فرزندان خود و در اجتماع باشد. آنها هرگز دروغ نگفتند و در بسیاری از موارد صراحت آنها باعث آزردگی فریبکاران می شد. از تهمت زدن و تهمت زدن به دیگران به شدت پرهیز می کردند و تا زمانی که حقیقت بر آنان آشکار نشد، رفتار و زبان دیگران را زیر سؤال نمی بردند. آنها با هوچ بوسینگ عصبانی و بسیار پیچیده شدند و سعی کردند حقیقت را بگویند، حتی اگر می توانست به آنها صدمه بزند. آنها این اعمال را تجاوز به شأن دینی مؤمن می دانستند و معتقد بودند که افراد خودسر و نیمه دل از چنین حربه هایی برای توجیه ضعف ها و نارسایی های مخالفان خود استفاده می کنند. او که از اعتبار علمی و معنوی بالایی برخوردار بود و یکی از مدیران توانا بود، هرگز نیازی نداشت که از دوستان، مردم، آشنایان و حتی رقبا بدگویی کند و باعث سوءظن عمومی شود.

– در طول فعالیت های اجتماعی، همیشه مادر خود را با خود می بردند. هم جلسات مختلفی که در داخل و خارج از کشور داشتند، مخصوصاً در اروپا که می خواستند زن مسلمان را با حجاب کامل به جامعه اروپایی معرفی کنند و از طریق گروه های دانشجویی مسلمان به همسرش احترام بگذارند. در بازگشت به ایران، برنامه های زبانی مختلفی برای طلاب، مربیان، مهندسان، پزشکان، مغازه ها و روحانیون به صورت جلسات هفتگی برگزار می شد که در ترجمه قرآن با آخرین مسائل سیاسی و اجتماعی از جمله حجاب بحث می شد. زنان. ، انتخاب حجاب کامل برای مکان. همچنین به انواع کارها و فعالیت ها و همچنین مسائلی مانند تنظیم خانواده و سایر مسائل اخیر پرداختند.

– همانطور که گفته شد، او معتقد بود که هر یک از اعضای خانواده دارای ذهن و توانایی تشخیص و حق انتخاب در زندگی و اجتماع خود هستند. او مانند یک دختر خانواده با عشق و دلسوزی با من رفتار می کرد و در عین حال کاملاً مرا می شناخت. مثلاً هیچ گاه اصراری بر داشتن حجاب و حفظ شریعت نداشتند، زیرا معتقد بودند که اجبار مذهبی می تواند جوانان را در معرض یک مکتب قدرتمند اسلامی قرار دهد. از قدیم اعتقاد بر این بود که یک جوان باید با مطالعه و بررسی و فکر کردن در مورد موضوعات مختلف انتخاب درستی داشته باشد و اگر اینطور نباشد خانواده جدید به این مسائل پایبند خواهند بود که عمر کوتاه و کوتاهی دارند. زندگی کرد – زندگی کرد. در برخی کشورها هرگز مرا برای داشتن حجاب تحت فشار قرار نداده‌اند، اما به عنوان معلمی دلسوز و مهربان، با توجه به چالش‌هایی که یک نوجوان در یک محیط ناپایدار غربی با آن مواجه است، ساعت‌ها با حوصله به سوالات و مصاحبه‌های من گوش می‌دهند.

– مهم این است که با وجود اینکه خودشان علمایی بودند که در مسائل دینی نمی شد به آنها اعتراض کرد، اما در این زمینه درس های زیادی هم داشتند، اگر چیزی نمی دانستند، شهامت و شهامت داشتند که بگویند: “من انجامش میدم. نمی دانم. “اما من می خواهم یاد بگیرم و نتایج تحقیقاتم را برای شما بیاورم.” این جسارت و صداقت در گفتار و عمل، روش تدریس او را توجیه می کرد و پذیرش استدلال او را قانع کننده می ساخت. پدری که تحصیلات زیادی نداشته باشد و جسارت این را نداشته باشد که بگوید من نمی توانم در مورد همه جنبه های علمی اظهار نظر کنم، چنین پدری الگوی خوبی برای خانواده اش نخواهد بود.

– با معرفی، ترویج مطالعه کتب مرتبط با حجاب و امکان مقایسه مسیحیت و اسلام، آزادی افراطی و نامحدود دختران در جامعه غربی و تعیین تکالیف و وظایف دختران و زنان اسلام و ذکر مصادیق مسلمان. زنان، مرا با دقت کامل و با وجود مشکلات فراوان برای یک دختر نوجوان، با حفظ حجاب و احکام شرعی، حتی در یک جامعه ناپایدار، انتخاب کرد.

– در رویدادهای سیاسی و اجتماعی باید با آگاهی کامل تصمیم می گرفت. از این رو به ما توصیه کردند که کتاب های مختلف بخوانیم و نظرات و عقاید مختلف به ما گفته شود، یک طرفه نباشیم تا بتوانیم حق را از باطل تشخیص دهیم و راه نادرست و نادرست را تشخیص دهیم و در آینده خواهیم بود. یک فرد به مراتب مستقل تر از پیروان نابینا سعی می شود راه درست را انتخاب کنند و گرفتار گروه ها، گروه ها و جناح ها نشوند.

– ایشان در سالهای اقامت در اروپا سفرهایی از جمله سفر به لبنان و دیدار امام موسی صدر که از حوزه علمیه قم و بسیار صمیمی و با همدیگر بودند، با همین فکر و احساسات بود. دو نفر برای مهاجرت و موعظه انتخاب شدند و یکی برای اتحاد جامعه مسلمان اروپایی و دیگری برای اتحاد لبنان که دارای ادیان و مذاهب گوناگون است انتخاب شد. سفر به لبنان خانواده پدرم را هم گرفت. لبنان که اجتماع اقوام و مذاهب مختلف بود و امام موسی صدر در آزادی خود عامل وحدت بود و از بروز اختلافات نژادی و مذهبی جلوگیری کرد. برایم خیلی جالب بود که این دو برادر که با هم سفر می کردند و ساعت ها با هم صحبت می کردند، سلیقه و جذابیت مشترکی داشتند و جاذبه ای که امام موسی داشت در بین فقیران و ثروتمندان دارد که به خاطر شخصیت محمدی بود. . و جایگاه ویژه آنها در میان علمای لبنان.

– امام خمینی(س) استاد قم ایشان بود. برای زیارت امام و خانواده اش به نجف رفتیم. به بالاخانه امام رفت و ساعت ها صحبت کرد. مادربزرگ ها و خاله ها هم برای زیارت کربلا و دیدار پدر و خانواده در این سفر آمده بودند. بحث اصلی پدر و امام بر سر تأسیس امپراتوری مسلمین و مسئله ولایت فقیه بود و ایشان پس از بازگشت به ایران زمینه فعالیت های خود را فراهم کردند که متخصصین سطح بالا را جمع آوری کرده و تشکیل یک انجمن می دهند. دولت اسلامی گروه پژوهشی.

– شهید بهشتی در بین نسل جوان ما به عنوان بنیانگذار قوه قضائیه در جمهوری اسلامی شناخته می شود، در عین حال که بیش از یک سیاستمدار مذهبی و معاصر اجتماعی است و دیدگاه ها و عقایدش همچنان پاک و معقول است. این کشور. نسل جدید ما باید عقاید او را بشناسد و عمل کند و به کار ببندد و این میسر نمی شود مگر با مطالعه کتاب های او که در قالب کتاب و سی دی توسط بنیاد نشر آثار شهید بهشتی در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد. من گرفتم. مخالفان او سعی داشتند جلوی گسترش این افکار را بگیرند. امیدواریم در این سالها پس از باز شدن، به همت مسئولین رسانه به ویژه صدا و سیما با انتشار صدای گرم و طنز خود و تهیه مصاحبه های ضبط شده در آرشیو صدا و سیما و صدا و سیما -هوا و هوا و دید جوانان این مرز و بوم به دید خود منتفع شوند و نگذارم در روزگار ما توسط منافقین دو چندان شوند.